پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
کجاست خدایی که ازش فقط تورو خواستم و اونم فقط تورو ازم گرفت؟
پسرک
خیلی آرام و تدریجی .. سردمه ..
پسرک
هوا شناسی اعلام نکرده بود که این روزهایم بارانیست ..
پسرک
و واقعاً گیر کردیم توو این زندگی لعنتی ...
پسرک
"تو" خوب می دانی "مترسک" چه دلش می خواهد..
پسرک
خسته ام، باورت میشود ... ؟! باز هم همان چیزهایی را می خواهم که ندارمشان ..
پسرک
چی کسی در این شب تار وعده سحر به من می دهد جز "تو"؟ و چه کسی خوش خیال تر از "من" ..
پسرک
مبهوت مانده ام .. همیشه فکر می کردم ، دست نوازش گرت بر سرم خواهد ماند !
پسرک
خودمو نزدم با اوون راه .. درد اینه آدم خودش می دونه/ می فهمه ..
پسرک
یه چیزی این وسط گیر کرده می خوام بگم اما نمی دونم چیه ..
پسرک
همیشه و هر زمان وقت مناسبی برای تلافی نیست ..
پسرک
مانند عکسم مات مانده ام ... مانند وقت هایی که به عکسم خیره می شوی ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 23 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 25 دقيقه قبل