پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
دار و نداره من چشمای توئه ..
پسرک
به جون چشمات خوشی نزده زیر دلم .. فقط دیگه خسته شدم ..
پسرک
من هم شدم باری روی دوشش .. اینه که عذابم میده ...
پسرک
وقتی بهت میگن:"تو شادی واسه خودتا !" هیچوقت نگو نه!؛ شاید تو دلخوشی بشی که اوناهم شاد باشن ..
پسرک
کلاً نه گفتنش فایده داره؛ نه نگفتنش! آخه آدم چقد بسوزه و دم نزنه ؟!
پسرک
یه ماده قرمز رنگ ازش می چکید .. دستشو نیگا کردم خونیه خونی بود .. بش گفتم:" چه کردی با خودت" .. لبخند زردی زدو دستشو نشونم داد ... چشماشو بست ..
پسرک
من نه جز لیست مردگانم نه لیست مفقود الاثرها ..
پسرک
میان بازی با کلمات هم خودم را گم کردم هم تورا .. ! حالا هی به روزگار فحش بده !
پسرک
من هم تمام دروغ هایی که بلد بودم گذاشتم کف دست خالیمو تحویلش دادم ..شاید اینجوری راضی تر بوود تا به حرفای صادقانه ام ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبل