پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
من می ترسم .. رنجیدم ... من میرم
پسرک
خدا اینجاست .. خدادر قلب انسان هاست .. به خود آی .. تا که دریابی خدا در خویشتن پیداست ..
پسرک
زندگی خسته ام از این بیهوده بودن
پسرک
این دل پوسیده ..حتی دلش نمی خواهد در این هوا برویم و قدمی بزنیم ...
پسرک
برای تاریکی هایت شمع میشوم ..
پسرک
نگاش تب دار بود .. معلوم بود توو دلش آشوبیه .. همش نگام میکرد و سریع نگاهشو ازم می دزدید .. خسته شدم از این رفتارش .. یه کام از سیگارش گرفت، محکم لهش کرد توو جا سیگاری .. گفت:" بعد از اون جدایی .. روز گار نامرد ..دلم و شکوند.. اما عشقم آخرم همینه" و به من نگاه کرد ؛ طمع نگاهش برای من "اهلا من العسل" .. اما حال به این فک می کنم جلوی کی نشستی و دوباره داری بهش اینارو می گی ...
پسرک
منتظر برفم .. شاید با این برف بیائی ..شاید ..
پسرک
من نامردم .. اما تو نامردتری ... دروغ چرا ..
پسرک
به خاطر راهی که در پیش گرفتم ..منو ببخش .. جدایی حق ما نبود ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 16 دقيقه قبل