پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
نمیشه دل به هر کس داد ...
پسرک
در این جا؛ جز به کوی یار؛ راهی نیست ...
پسرک
و تنها کلمه بود .. و آن کلمه خدا بود ..
پسرک
گاهی خدا بهم تقلب میرسونه ..
پسرک
رمزو رازی در هر گفتو گویی نهفته است ..
پسرک
بخشش .. این بالاترین لذت .. و اما متضادش حسرت ..
پسرک
این همه راه اومدم .. این همه جون به لب شدم .. نمی دونی چی گذشت .. اما دَم نمی زنم ..
پسرک
چه آرام؛ در خود شکستم ، چه دل تنگ؛ تنها نشستم .. نشسته ام بی هوای تو من .. با تو آرامم پس از این؛ به خدا ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 25 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 27 دقيقه قبل