پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
یکم خسته ام میرم استراحت کنم ...
پسرک
رهايم كن از اين زندان / از اين خاك تنها مونده / ازاين دل هاي بي درد و از اين جان غم آسوده ..
پسرک
بعد از دو روز بیهوشی وو تمام استرسی که به جونمو زندگیم بود .. زنگ زد ؛ با تمام هول و ولا جواب دادم صدای ناله ی ضعیفی اومد گفت:" ..الو .." جوابشو دادم ..گفت :"دیدی این بار توو اومدی و منو برگردوندی به این زندگی" .. فقط بهش گفتم"" زندگیه منی .. "
پسرک
گاهی به شنیدن صدای نفس هات راضیم .. اما فقط گاهی ..
پسرک
از این ترسیدم که بگه زورت کمه .. از دوستم کمک گرفتم ..
پسرک
ترس .. حسرت .. این دو تا کلمه رو نباس بش می گفتم !
پسرک
بش گفتم بزن کتار .. تا وایسادیم من زدم زیر خنده گفتم" الان یکی میاد میگه آقا آزادی از کدوم ور باس بریم؟" .. حرفم تموم نشده بود که یه ماشین کنارمون وایساد شیشه رو داد پائین .. من بازم خندیدم ..
پسرک
تونل توحید ... سیگاری که کنار شیشه ماشین توو دستات به باد رفت ..
پسرک
دروغ پشت دروغ .. / سیگار پشت سیگار ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 16 دقيقه قبل