پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
@chorion فردا که بیدار شدی کفش هایت را محکم کن .. فردا زمین لیزه می خواد به تو تکیه کنه ...
پسرک
"هه توکه امروز کاری نداشتی چرا توو این هوا اومدی؟" .. دستشو حلقه کرد دور بازوم .."اومدم که تنها نباشی ؛هوا خیلی سردو برفیه .. ترسیدم تنها بمونی .. " یه نگاهی به چشمام کرد..
پسرک
این روزها و شب ها پُر میشوم از ردپای خاطره ها ..
پسرک
همدلی یه ملت مال اون موقع بود که کل ملت واسه تیم ملی دعا میکردن که بره جام جهانی سال 98 ..
پسرک
مامان جون هرکی دوس داری درو ببند .. مامان نکن الان خودمو میزنما .. مامان بذار تلفنو جواب بدم ..تروخدا .. صدامونشنوه میمیره ..
پسرک
هووووووووووووف ... هنوز پی نا آرامی دلش بود ...
پسرک
بیچاره دلش برای خودش میسوزدکه گریه می کند نه دل من ... (بسوازن)
پسرک
کنار دریا ؛وقتی شبها میری روو پشت بوم به ستاره ها نگاه می کنی یادت نره اون ستاره کوچولو که داره چشمک میزنه همش توودلش میگه که خدایایعنی میشه یه بارم که شده نگاهش به من بیوفته .. خدا یعنی میشه ..
پسرک
قصه ی من و تو مثل سریال جومونگه یک روز آرامش .. یکروز هجوم شکست ها ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 24 روز و 32 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل