پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
داشت میرفت .. گفت "تو هم بامن بیا" .. گفتم "من نمی تونم" ... محکم زد تووگوشم هنوز مبهوت از شدت ضربه ی دست این بچه و چرایی این سیلی که نوش جان کردم .. چشم باز نکرده روی لپم بوسه ایی زدو با چشمانی اشک بار توی آغوش مادرش گمشدو از من روو برگداند .. من گیج از حرکتش هنوز هم دارم خورد میشوم .. خورد ..
پسرک
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم .. كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت ..
پسرک
تو برای من تمثال خدایی ؛ کفر نمی گویم .. از نظرم پنهانی .. همیشه و هرجا با منی ..
پسرک
"خداوندا" توخود گفتی که در · قلب شکسته خانه داری · شکسته قلب من "جانا" به عهد خود وفا کن ..
پسرک
یه پسر چجوری عاشق میشه ؟!
پسرک
نترسیدم توو تنهایی ؛ فقط ترسیدم از اینکه نیایی ...
پسرک
برای من که فرقی نمی کنه امروز جمعه است یا روز دیگه .. فقط می دونم امشب مختار نامه است ..
پسرک
توسط موبایل
dishab torki gand zaad be bazie sorie va japon :d
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 43 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبل