پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
صدای منادی بلند شده .. میگه فقط تویی .. فقط تو .. بذار باورم بشه کنارمی ... الله اکبر الله اکبر ، لا الله الا لله ...
پسرک
همه کاربران مشغول تایپند ...
پسرک
به نام خداوندی که "تو"را آفرید ...
پسرک
یه پک محکم به سیگارش زد .. یکم منو نگا کرد .. آروم ته سیگارشو فشار داد توو زیر سیگاری ... من با نگام التماسش کردم که دیگه نکش ... گفت به کسی نگی من سیگار میکشما ..
پسرک
هرچی ته کوچه رو نگاه کردم خبری نبود .. چشام یخ زد به انتهای این کوچه لعنتی ..بیا .. بیا .. تو میای ... ... برفم عین چی داره میباره .. آسمون لعنتی ... خسته ام از این انتظار ... میترسم دلم یخ بزنه ...
پسرک
هـــا هــــا ؛ چیه دستات سردشونه ؟ دستاتو بذار توو دستام ... منم سردمه اما قول میدم گرمشون کنم با گرمای قلبم ... من دستاتو گرم کردم ... اما تو چی؟ بجاش دلمو سوزندی ..
پسرک
پناه می برم به نیکوتین از شر تنهایی ...
پسرک
@chorion با یه بسم الله لای کتابو باز می کنم ... شروع می کنم به خوندن کلمه های قلمبه سلمبه ایی که از سر کول کتاب بالا میره اما نقش فکرم جای دیگست .. یه جای کلمات صدای تو میادو به جای ورق خوردن کتاب انگار سوز سرماست که داره زوزه میکنه ... آخ دستمو تیزیه ورقا برید .. آخ قلبمو شکوندی ... آخ ...
پسرک
@chorion تو خودِ لایکی می دونستی ؟
پسرک
یادته ازم پرسیدی : سیگار می کشی؟ .. یه جوری نگات کردمو گفتم : نه؛ و بهت از بدیای سیگار گفتمو ؛ الان زندگیمو توی این دود سیگار می بینم ...
پسرک
میشه تا ابد توی این گروه بمونمو پست بزنم ؟!
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 52 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل