پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
ایستگاه چشمانت یعنی پایان تمام محدودیت ها ...
پسرک
عین این زمین خورده ها .. صداشو می گم ...
پسرک
اوریجینال باشیم نه کپی برار اصل !
پسرک
دلم می خواست دستانش را بگیرم و به او بگویم : نترس ما اینجا هم با هم محرمیم ، نگاه کن آن مکعب مشکی را ، می گویند خدایی که ما را به هم رساند آنجاست.... اما حالا مانده ام حیران ، کجاست خدایی که ما را به هم نرساند ...
پسرک
تورا اورژانسی می خواهم ..
پسرک
اگه من ساده ام تو باید راه راه باشی ..
پسرک
مترسک .. سکون بس است .. به خاطر خودت هم که شده قدمی جلو بگذار ...
پسرک
گشتم نبودی .. نگرد؛ نیست شده ام ..
پسرک
اگه می خوای دنیارو بیبنی .. چشماتو ببند ...
پسرک
با یک جعبه خالی سیگار هم می شود روح را تازه کرد..
پسرک
شاید خود خاطره ی خود شویم .. شاید توخاطره ی من . .شاید هم من خاطره ی تو .. شاید هم بی وفا بشویم !
پسرک
هر وقت دلت میگیرد .. خورشید هم یاد کسوفش می افتد ..
پسرک
گاهی یه چیزایی "باید" تکرار داشته باشه .. "باید"
پسرک
دیروز هم با تمام نقطه چین هایش رفت ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل