پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
وعده ی وهار دای عزیزكم ، یه خو پاییزه ..
پسرک
هر روز که آدم حالش خوب نیست ! یه روز حالش از روزای دیگه ش بهتره !
پسرک
گاهی بهتره زمان بندی کنی و موقع مناسب اقدام کنی ! گاهی هم لازمه که یهو دل و به دریا بزنی !
پسرک
با دستم هوایش را محکم گرفته بودم .. برای دلش ..
پسرک
نگاهم کن .. خدارو چه دیدی ؛ شاید معجزه ایی شد !
پسرک
ساز بی حوصله ی من، کنج دیوار ، خود به خود زخمه زدو، نغمه سرا شد ..
پسرک
دستام به دستات دل بسته بودن ..
پسرک
نشستم و آروم نگاه می کنم ....
پسرک
مرز ها ..می توانند؟ ... مرزها فقط فاصله ها را مشخص می کنند .. پس نمی توانند .. احساس یعنی اوج بی مرزی ...
پسرک
وقتی به اضافه خدا باشی منهای هر چیزی می توانی زندگی می کنی ...
پسرک
شاعر گاهی یه حرفایی می زنه ! شما جدی نگیرید ! یا می خواد دل آدم رو بسوزونه ! یا می خواد حالتو بگیره ! یا اشکتو دربیاره ! مگه شاعر کار دیگه ای هم بلده ! ؟!
پسرک
نوایی که از دل نباشد بهتر است اصلاً نباشد ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 18 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 20 دقيقه قبل