دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک

من خلاصه میشوم میان بازوانت .. درباره »
پسرک
مرد - مجرد
امتیاز: 9548

دنبال‌شدگان

(1114 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1316 کاربر)

گروه‌ها

(119 گروه)

بازدید

پسرک
پسرک
در حلقه

من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..

پسرک
Smoking-Kills-by-cocacolagirlie-smoking-kills-cocacolagirlie-1280x720.jpg پسرک

Smoking Kills والپیپر ! 1280x720

پسرک
پسرک
در حلقه

این روزها کارم زیاد شده .. مینشینم .. به دستهایم نگاه می کنم ! فکر می کنم ! می خوابم !

پسرک
پسرک

نفس نفس میزد .. !

پسرک
j95q5w8plv4g15lffva.jpg پسرک

ناصر حجازی هنوز زنده است ! الان شبکه خبر داشت تلفنی با آتیلا حجازی صحبت می کرد !

پسرک
پسرک

غروب که از خونه زدم بیرون یه پسره 5-6 ساله سر کوچه گفت : "سلام آقا " گفتم :"علیک سلام" گفت:آقا شما چندسالتونه؟" گفتم:"23 " گفت:" اااااااااااا بابای من 2 سال از شما کوچیکتره" گفتم:"بابات خوب جوون مونده " ..

پسرک
پسرک

روی دیوارهای خانه شان جای مشت های کوبیده شده به دیوار بود .. چقدر اعصاب های خالی شده ! غم ها ! حسرت ها ! شادی ها ! همه شان جایشان روی دیوار بود ! مثل عکس هایی که آویزان می کنی بر دیوار اتاقت .. مثل خاطرات !

پسرک
پسرک

کارش دیگر تمام شده بود .. طعم زندگی را چشیده بود .. نگاهش که میکردی رنج دوران درون چهره اش نمایان بود .. این اواخر کارش شده بود زیر ایوان نشستن و سیگار کشیدن .. زُل میزد به درختچه ی کوچک توی حیاطشان که تازه داشت قد میکشدو بال و برگی برای خودش به هم زده .. شاید یاد جوانیش می افتاد .. شاید ! طاقتش طاق شده بود ! با بی قراری روزها رو سپری میکرد .. باز داشت سیگار می کشید تووی ایوانی .. سایه ایی از کنارش گذشت؛ لبخند کج و معوجی روی صورتش جان گرفت پک محکمی به سیگارش زد ، زیر پا لهش کرد ، سرش پائین بود چشمانش برق میزد برق شادی بود .. زمانش رسیده بود این همه سال منتظرش بود .. سرش را بالا آورد نگاهش که به نگاهش افتاد زیر لب با همان لبخند زمزمه کرد:"چقدر دیر آمدی " دستش را به سویش دراز کرد .. مرگ پیرمرد را به آغوش کشید ..

پسرک
پسرک

"آقا داخل آدم که حسابشان می کنی برایت دم در می آوردند و قد قد می کنند تازه گاهی هم تخم دو زرده که سهله برایت تخم طلا بیرون می دهند ؛ من خودم با همین چشمام دیدم ، کور بشوم اگر دروغ بگویم ! بِبَر اگر ضرر کردی من خودم دوباره از ت می خرمش .." چشمانش برق میزد .. لقمه ایی به این چرب و نرمی .. با این همه تعریف و تمجید .. چه شود!

پسرک
پسرک

هم اکنون هیچ کپی /پیستری اینجا یافت نمی شود .... توهمات روزانه !

پسرک
پسرک
در حلقه

حقم دست یک غریبه افتاده که با توسن بادپایش میتازد و هی می کند خیالم را ...

پسرک
پسرک

بازم مشت گره خورده .. بازم میز فلک زده .. تا کی طاقت میاری؟

پسرک
پسرک

اگه مامان اینجا بود میگفت یکم یواش تر میزو خورد کن ! اعصابه ما داریم !؟

پسرک
پسرک
در حلقه

صدایش پر ِ درد بود .. وقتی میگفت دوستت دارم ...

پسرک
پسرک

حاجی نمازش را خواند .. صبحانه اش را خورد .. غزلش را سرود .. رفت سر کار !

پسرک
پسرک
در حلقه

شاید بهم حق بدی که بعد تو با دنیا راه نیام ..