پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
Smoking Kills والپیپر ! 1280x720
پسرک
این روزها کارم زیاد شده .. مینشینم .. به دستهایم نگاه می کنم ! فکر می کنم ! می خوابم !
پسرک
ناصر حجازی هنوز زنده است ! الان شبکه خبر داشت تلفنی با آتیلا حجازی صحبت می کرد !
پسرک
روی دیوارهای خانه شان جای مشت های کوبیده شده به دیوار بود .. چقدر اعصاب های خالی شده ! غم ها ! حسرت ها ! شادی ها ! همه شان جایشان روی دیوار بود ! مثل عکس هایی که آویزان می کنی بر دیوار اتاقت .. مثل خاطرات !
پسرک
کارش دیگر تمام شده بود .. طعم زندگی را چشیده بود .. نگاهش که میکردی رنج دوران درون چهره اش نمایان بود .. این اواخر کارش شده بود زیر ایوان نشستن و سیگار کشیدن .. زُل میزد به درختچه ی کوچک توی حیاطشان که تازه داشت قد میکشدو بال و برگی برای خودش به هم زده .. شاید یاد جوانیش می افتاد .. شاید ! طاقتش طاق شده بود ! با بی قراری روزها رو سپری میکرد .. باز داشت سیگار می کشید تووی ایوانی .. سایه ایی از کنارش گذشت؛ لبخند کج و معوجی روی صورتش جان گرفت پک محکمی به سیگارش زد ، زیر پا لهش کرد ، سرش پائین بود چشمانش برق میزد برق شادی بود .. زمانش رسیده بود این همه سال منتظرش بود .. سرش را بالا آورد نگاهش که به نگاهش افتاد زیر لب با همان لبخند زمزمه کرد:"چقدر دیر آمدی " دستش را به سویش دراز کرد .. مرگ پیرمرد را به آغوش کشید ..
پسرک
"آقا داخل آدم که حسابشان می کنی برایت دم در می آوردند و قد قد می کنند تازه گاهی هم تخم دو زرده که سهله برایت تخم طلا بیرون می دهند ؛ من خودم با همین چشمام دیدم ، کور بشوم اگر دروغ بگویم ! بِبَر اگر ضرر کردی من خودم دوباره از ت می خرمش .." چشمانش برق میزد .. لقمه ایی به این چرب و نرمی .. با این همه تعریف و تمجید .. چه شود!
پسرک
هم اکنون هیچ کپی /پیستری اینجا یافت نمی شود .... توهمات روزانه !
پسرک
حقم دست یک غریبه افتاده که با توسن بادپایش میتازد و هی می کند خیالم را ...
پسرک
بازم مشت گره خورده .. بازم میز فلک زده .. تا کی طاقت میاری؟
پسرک
اگه مامان اینجا بود میگفت یکم یواش تر میزو خورد کن ! اعصابه ما داریم !؟
پسرک
صدایش پر ِ درد بود .. وقتی میگفت دوستت دارم ...
پسرک
حاجی نمازش را خواند .. صبحانه اش را خورد .. غزلش را سرود .. رفت سر کار !
پسرک
شاید بهم حق بدی که بعد تو با دنیا راه نیام ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 24 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 26 دقيقه قبل