پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
از همیشه ترسناک تر شده ام ! سایه ام با من غریبی میکند ..
پسرک
خودکارم رقاصی شده این روزها که هیچ کاباره ایی تا به حال به خودش ندیده !
پسرک
من خیلی ساده ام ! جایم با یک نقطه یا با یک علامت تعجب هم پر میشود !
پسرک
بازهم کارم شده کپی پیست ! این بار دستانت !
پسرک
ساکت/ با موهای بسته / نگاه می کنی / موهایت را وا می کنی ؛ یا من عاشقت میشوم ! یا دیوانه یا میمیرم؛ از این حالات خارج نیست !
پسرک
همه مان یک فکر مشترک داریم ، که؛ زنده ایم !
پسرک
من میان این چهار دیواری سرد که پنجره اش خیز برداشته برای بسته شدن چه می کنم ؟!
پسرک
آسمان حالت خوب است ؟ هنوز هم آبی هستی؟ ابری چطور؟ اینجا آسمان را از ما گرفته اند !
پسرک
یادم رفته .. یادم رفته خودم را آخرین بار کجا جا گذاشته ام !
پسرک
مویت پریشان که میشود سر بر سجاده می نهم ! دعایی برایت می کنم ! دلم آرام میگیرد ..
پسرک
من از شوق وصالت میان آتش خانه کردم ... عاقبت زوالگاهم زیرخاکستر شد
پسرک
میگه: دلا خو کن به تنهایی ! کز تنهایی سیگار خیزد ! مث این کوره های آجر پزی همیشه ی خدا دود می کنم .. دود میشوم ..
پسرک
نامه ی فدایت شوم را یادم نمیاد برات نوشتم یا نه ؟! اما میدانم به دستت رسیده ..
پسرک
آدم زرنگی نبودمو نیستم ! اما یک روز خودم رو لابلای مرده ها جا میزنمو میروم ..
پسرک
منم حوصله ی بیابان ندارم ! به دریا میزنم راحت ترم ! می گویند آب دریا سیرت نمی کند ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 30 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبل