پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
احساسش را همانجا کنار تنهایی خفه کرد .. چالش کرد زیر بالش ..
پسرک
وحشی تر از آهوی دشت زنگالی ..
پسرک
عادت کرده ام سر به هوا باشم! چشم دوخته به بادبادک ها ..
پسرک
حس می کنم از اتوبوس شب جا مانده ام
پسرک
آن روز که قرار شد خودت را فراموش کنی ! این را هم از یاد بردی که یادم بیندازی قبل از خواب مسواک بزنم .. و من هنوز بیدارم
پسرک
مست .. پریشان تر از همیشه .. با هوس خوابید ..
پسرک
می خندم ! می بافم ! دوباره می خندم ! تکلیفم معلوم نیست ! دوباره می بافم ...
پسرک
انکارش درد دارد دلتنگی ! یا دلتنگی انکارش درد دارد ! کلاً درد دارد ؛ چه کارِ انکارش دارید ..
پسرک
میگن یا سیگاری میشی .. یا دنبالری ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبل