پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
فدایت شوم .. نامه ایی هم ندادی ...
پسرک
سکوت که می کنم .. صدای گریه هایت را می شنوم ...
پسرک
تا چشماشو میبنده و وا می کنه .. تو هفتاد سال غرق گناه میشی ...
پسرک
یه پک محکم به سیگارش زد ... هنوز دود سیگار از لباش بیرون نیومده بود که دوباره دود برگشت توو دهنشو لباشو بست.. حس کردم دود وقورت داد.. منم ادای قورت دادنو درآوردم .. موقعی که دودو داد بیرون خیلی شفاف بود ... خیلی کم رنگ بود ..
پسرک
توبه کردن از چشمانت از من بر نمی آید ...
پسرک
من هم مثل تو اوج می خواهم ..
پسرک
بعضی هام مث من لذت نبردن .. خیال کردن که دارن لذت می برن ..
پسرک
من از نا آگاهی خودم آگاهم .. حال خواسته یا ناخواسته ..
پسرک
بیا بشین کنارم .. بیا یه سیگار باهم می کشیم .. منم خسته ام از تموم دنیا .. منم سخت می گذره همه شب هام ...
پسرک
شاعر میگه: شبا همش به "مِی خونه" میرم من ... ما که هر شب اینجائیم .. توو "دنبالر" .. مِی خونه ی ما توئی دنبالر جان ..
پسرک
ماه وقتی دلش آرومه که ستاره اش پیشش باشه .. مزخرف گفتم ..
پسرک
man hoomanam daram DMC negah mikonam. I love Donbaler :d \m/
پسرک
محکم سرشو توو دستاش نگه داشته بود .. شونه هاش از زوره هق هق تکون می خورد ، اصلاً نمی دونستم چیکار کنم ؛بغض عجیبی گلومو فشار میداد .. گفتم بذار گریه هاشو کنه آروم شه .. دستمو گذاشتم رو دستش .. دستاشو از روو سرش آورد پائین؛ نفسی چاق کرد .. چشماش ..خیسه اشک .. گفت:"دلم واسه خودم میسوزه .. "
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 36 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبل