پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
خوابم نمیاد ؛ دلم مزخرف می خواد ... مزخرف هایی که بوی تورا می دهند ...
پسرک
تنها هوای توست که در این دل می ماند ...
پسرک
ولوم روی صد ... غرق میشوم ... تو .. چشمانت .. هوا .. نفس می کشم ..
پسرک
حرف های عاشقانه ایی که دَمِ گوشَت وز وز می کنم .. تورا یاد چه کسی می اندازد ...
پسرک
چه خلقت عجیبی داری خدا ...
پسرک
تمرین کن از ته دل بخندی ...
پسرک
صدایت که در می آید همه هرچه زود تر و سریعتر می خواهند خفه ات کنند؛ نمیشه ما هم دلمان به همین خوش شده که گاهی چرت و پرت بگوئیم ؛ یه مشت اراجیف پشت هم قطار کنیم و سرمان را بالا بگیریم ..
پسرک
باز چشماش مث همیشه پر غرور و خود خواه، سرشم بالا با سینه سپر شده باد انداخت توو غبغبش گفت :"تو مال منی " فک کنم یادش رقته بود که آن بالا یه همین نزدیکی خدایی هم هست ..
پسرک
حیف خاک که بر سر ما کنند .. یادمان رفته که بودیم ...
پسرک
صدایم بوی مرگ گرفته .. شب ها کنار پنجره با عزرائیل نسکافه می خوریم تا خوابمان نبرد .. این هم از شانس خوب ماست ...
پسرک
این غده بدخیم است ... ______________________
پسرک
سرم که درد میگیرد.. مُسَکِنم چشمانم توست ..
پسرک
من مانده ام و خاطراتی با جاسیگاری ام ... هرچه دلش را سوزاندنم دم نزد ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 35 دقيقه قبل