پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
به خاطر خدا که نمی آیی به خاطر من حتی .. (حذف میشه)
پسرک
خسته کنار پنجره در هوس خوابم برد ! رویا بی داد می کند
پسرک
راه به بیراهه ندارند این دست ها ! صدایشان که می کنی آماده به خدمت ! سزاوار ، برایت دست تکان می دهند و سایه ایی که می درخشد و نقطه سر خط ..
پسرک
"باس بری سراغ جوون ترا اونا بهتر می دونن ! از ما که دیگه گذشته ! " دستاش ثابت رو مبل خوابیده بودن ، پاهاشو چسبونده بود به هم، کف جوارابای پارشو قایم می کرد ! توو این سن و سال .. بگذریم ، کلی با خودش حرف آورده بود ای کاش جوراباش پاره نبود ..
پسرک
خط خطی های مغموم ! خواب ماندم
پسرک
در قست توضیحات اضافه میتونی منو پیدا کنی
پسرک
همه ساکت باشن ؛ نور صدا تصویر فکر وقت ؛ حرکت :" دوباره مث همیشه خسته ، صبور، دست می کشم به چشمام رو سرم و نفسمو میدم بیرون "! کات ! خوب بود فردا باز همین سکانسو میگیرم
پسرک
کاش کنار دریا مدفنم شود ..
پسرک
احمق ها جایشان بهشت نیست ! کپی پیست می کنم از روی دست خدا
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 32 دقيقه قبل