پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
ولوم تا تـــه ! لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد .. تو غبارا توو سرابا .. همان سین ِ اول سختی !
پسرک
افتاده توو دهنم :"دلهره های دل صاف و ساده .."
پسرک
وقتی کاری رو دلت نمی خواد انجام می دی یا اینکه تو یه کاری ریا می کنی؛ هیچوقت آرامش نداری ! انرژیتو هدر میده همیشه از همه چی ناراضی میشی .. و هیچوقت وجدان راحتی نخواهی داشت !
پسرک
حیف ِ تمام نوشته هایم که همه شان را گردن زدی ...
پسرک
چشم هایش اینجا نبود .. همیشه در آن دور دست ها سیر میکردند .. بیشتر مات ! شبیه علامت سوال .. علامت تعجب .. گاهی نگران و بیشتر مغموم .. انگار میدانست که نه ! نمی شود ! نمی آید !
پسرک
این دیگه چه مدلشه !!؟ نوشته های خودمو می خونم گریه ام میگیره ...
پسرک
این آهنگ یه جوریه یا من یه جوریم ! هر جور هست ؛جور خوبی نیست ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 51 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبل