مرسی شیخ دلم خیلی صبح گرفته بود اولان فکرشو بکن شیخ کله شماره هایه گوشیمو زدم ناغافل پاک کردم بعدم یه خورده دلم از روزگار پر بود.بعده کلاس رفتم دادم یه سری برنامه برا گوشیم بریزن مرده گفت شماره ها چون تو سیم کارتت بوده هیچ کار نمیشه کرد بعد که برنامه ریخت وقتی گوشیمو گرفتم دیدم همه شماره ها بر گشته
امشب محمدحسن یکی از اعضای پیجمون که روز گذشته در جاده تصادف کرده بود با خانواده و دوستانش خدا حافظی میکنه وبا جسمش به بقیه بیماران زندگی میبخشه یادش گرامی
@♥سَمیـــ ــرا♥ آقو ما يه بار بچه بوديم ننه مون مارو با کالسکه برد بيرون...وسط راه يهو يه مادر و بچه ديگه هم اومدن با کالسکه پا به پاي ما راه افتادن،هي اونا سرعتشونو ميبردن بالو هي ما ميبرديم،به 10متري خط پايان که رسيديم ننه ما ديد داريم ميبازيم مارو از تو کالسکه بلند کرد طي پيرتابي 3امتيازي پرت کرد سمت خط پايان با مخ رفتيم تو زمين بيهوش شديم...به هوش که اومديم ديديم يه مشت کودک ربا مارو دزديدن!! از ما پرسيدن فکر ميکني ننه بابات برا آزادي تو چقد ميدن؟مام گفتيم من بچه شونم،هرچقد توان داشته باشن ميدن!طرف زنگ زد به بابامون گفت بچه تون برا شما چقد ارزش داره؟باباي ما گفت با لباساش 2500تومن!اي آقوي آدم ربا برگشت به ما گفت تو که گفتي هرچي توانشونه ميدن؟گفتيم عامو نه اينکه علاقه ها کم شده باشه ها،وضعيت اقتصادي خرابه توانها اومده پايين! آخرشم ديدن ما به دردشون نميخوريم 2ساعت مارو زدن بعد بردن تو بيابون ول کردن چار دست و پا برگشتيم خونه زانوهامون بطور کامل نابود شد،به شهر هم که رسيديم اومدن مارو بخاطر شرکت در کورس هاي خياباني گرفتن بردن 10سال انداختن زندان!ها ها ها ها ها ها...
@سارا آقو ما يه بار کارنامه 20 شديم بهمون گفتن تو استعداد درخشاني بايد بري مدرسه تيزهوشان درس بخوني،مدرسه تيزهوشان شهريه ش دو برابر بود بابامون مجبور شد يه شيفت ديگه هم کار کنه شبا دير بياد خونه،ننه مون ديد بابامون شبا دير مياد بهش شک کرد رفت مهرش رو گذاشت اجرا بابامون مجبور شد سه شيفته کار کنه،آقو بابامون سه تا شيفت رو با هم گرفت،کيبوردش هنگ کرد Shut Down شد!بابامون مُرد!ها ها ها...رفتيم باباهه رو خاک کنيم به خاطر شباهت ظاهري اشتباهي مارو گرفتن خاک کردن!رفتيم اون دنيا نامه اعمال بابامونو دادن بهمون گفتيم خدا رو شکر بابامون آدم خوبي بود زياد بهمون سخت نميگيرن،بعد يه نگاهي به نامه کرديم کفمون بريد! "شکنجه 2000نفر" و "قتل عام 54000نفر" و....رفتيم به مسئولش گفتيم کاکو فکر کنم نامه رو اشتباه دادي گفت نه داداش،باباي تو "هيتلر" بود!فقط به کسي نگفته بود که ريا نشه!ها ها ها....جاتون خالي الآن 32ساله دارن به خاطر حمله به شوروي عذابم ميدن!
مام یه دونه تو باغمون از این گذرگاهه وحشت داشتیم دلت نخواد یه بارم توش مار رویت شد من بچه بودم دیگه از اون به بعدتاخرخره دسشویمو نگه میداشتم تا برسیم خونه پدر بزرگم.راستی هنوزم هست من برادر کوچیکم دانشجویه آمله خونه قبلیش از این دسشویا تو حیاطش داشت
دسشویی باغمونو اگه میگی نه الان دیگه نابود شده ولی برادرم خونه دانشجوی قبلیش داشت ما یه بار رفتیم خونش من با چشمه بسته و توصل به 124هزار پیغمبر میرفتم تو