@♥♥ دنيا ♥♥ ها ها ها ها ها ها...آقو ديروز داشتيم با خونواده تو جاده ميرفتيم يهو يه خاور اومد زد لهمون کرد...در اين حادثه خونواده ما بطور دسته جمعي ريق رحمتو هورت کشيدن فقط ما زنده مونديم!رفتيم از اي رانندهو شکايت کرديم بردنمون دادگاه...از قضا ديديم که اي رانندهو هم بخاطر تک چراغه بودن ماشين ما از ما شکايت کرده...اول به شکايت اون رسيدگي کردن بهمون گفتن بايد 300هزار تومن جريمه بدي،گفتيم باشه عامو الآن اي ديه خونواده مارو حساب ميکنن کلي هم طلبکار ميشيم...نوبت به شکايت ما رسيد پرسيديم حساب ما چقد ميشه؟ گفت شمو چي داشتين؟گفتيم يه همسر،دوتا فرزند،يه مادر...آقو حساب کرد گفت روي هم ميشه 3500تومن! گفتيم کاکو يه دونه مرغ 12تومنه،خونواده ما کلاٌ 3500تومن!؟گفت در اثر فشار اي تحريمها نرخ ديه رو آورديم پايين که مردم تشويق شن همديگه رو بکشن از اين زندگي خلاص کنن!ها ها ها ها ها...هرچي ميکشيم از دست اي آمريکاي جنايتکاره ها!
سه چیز غیر ممکن در دنیا: - شما نمی توانید تعداد موهای خود را بشمارید.... - شما نمی توانید چشمان خود را با صابون بشویید.... - شما نمی توانید در حالیکه زبانتان بیرون است نفس بکشید..!!! لطفا اون زبون مبارک رو بدید تو، الان دور از جوون با اینکارتون شبیه یک سبک عقل شدید!!
یا شیخ پرسشی همی دارم
آیا
آیآ
واقعا آیآ درست است
که مرا ضایع کنی نه شما بگو درسته
ای بلند مرتبه ای کروکدیل
من با هزار امیدو آرزو اینو گذآشتم
حالا برم معتاد و دزد و هزار کوفت دگر شم خوبه
نه خوبه؟
یکی از آپشنای دنبالر اینه ک بگردی ببینی کی پستش تکراریه بهش گیر بدی بخندی معتاد نه و لی دزد آ؛ره الان مد شده هرکی پیشرفت میکنه مایعه دار میشه بهش میگن شاه دزد
سه تا دیوانه هم اتاقی بودن - یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن که ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساکت نشسته ! رییس بیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. پرسید تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!
در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید :
“همه افراد حاضر در بانک ، حرکت نکنید ، پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد”
همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدند
این «شیوه تغییر تفکر» نام دارد، تغییر شیوه معمولی فکر کردن .
هنگامیکه دزدان بانک به خانه رسیدند، جوانی که (مدرک لیسانس اداره کردن تجارت داشت)
به دزد پیرتر(که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت «برادر بزرگتر، بیا تا بشماریم چقدر بدست آورده ایم»
دزد پیرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، اینهمه پول شمردن زمان بسیار زیادی خواهد برد.
امشب تلویزیون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزدیده ایم»
این را میگویند: «تجربه» اینروز ها، تجربه مهمتر از ورقه کاغذ هایی است که به رخ کشیده میشود!
پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند ، مدیر بانک به رییس خودش گفت، فوری به پلیس خبر بدهید.
اما رییس اش پاسخ داد: «تامل کن! بگذار ما خودان هم ۱۰ میلیون از بانک برای خودمان برداریم
و به آن ۷۰ میلیون میلیون که از بانک ناپدید کرده بودیم بیافزاییم»
اینرا میگویند «با موج شنا کردن» پرده پوشی به وضعیت غیرقابل باوری به نفع خودت !
رییس کل می گوید: «بسیار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»
اینرا میگویند «کشتن کسالت» شادی شخصی از انجام وظیفه مهمتر می شود.
روز بعد، تلویزیون اعلام میکند ۱۰۰ میلیون دلار از بانک دزدیده شده است.
دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند ۲۰ میلیون بیشتر بدست آورند.
دزدان بسیار عصبانی و شاکی بودند:
«ما زندگی و جان خودرا گذاشتیم و تنها ۲۰ میلیون گیرمان آمد.
اما روسای بانک ۸۰ میلیون را در یک بشکن بدست آوردند.
انگار بهتر است انسان درس خوانده باشد تا اینکه دزد بشود.»
اینرا میگویند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»
رییس بانک با خوشحالی میخندید زیرا او در ضرر خودش در سهام را در این بانک دزدی پوشش داده بود.
اینرا میگویند؛ «موقعیت شناسی» جسارت را به خطر ترجیح دادن
#دنیا. سه خشتکه ینی اینکه زاپاس داره؟؟؟؟ واسه مریدان مملی خیلی خوبه!
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 25 دقيقه قبل
دقيقا
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبلالان دقیقا تو هنگم
نمیدنم چ عکس العملی انجام بدم 
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 9 دقيقه قبل