دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

چرا هرکسی که از عشق؛دوست داشتن و احساس حرف میزنه میگن رویاییه.میگن خیلی رومانتیک فکر می کنه. می گن با احساسات لطیف که نمیشه زندگی کرد!و یا خیلی چیزای دیگه میگن.... اما این گفتنا همش یه بهانه ست...بهانه ای از جنس ناباوری ...از جنس اون چیزیکه نمی ذاره حرفای قلبامونو بگیم!

داداِ جوجو
داداِ جوجو

کسی چه می دونه شایدم یه روزی همه آدما فهمیدن که چقدر جای احساس توی قلبهاشون خالیه.گاهی وقتا فکر می کنم یه اتفاقی جلوی راه آدما سبز می شه تا اونا بتونن از روحیاتشون بنویسن. من باور دارم که قلب آدم اونقدر بزرگ هست که جا واسه دوست داشتن همه داشته باشه! درسته که دوست داشتن ؛اونقدر بزرگه که تو هیچ قالبی نمی تونه جا بگیره اما قلب می تونه احساسش کنه چون با احساس کردنش ؛ضربانشو شدیدتر می کنه. کسی چه می دونه شایدم هنوز اینقدر روحمون بزرگ نیست که بتونیم باور کنیم که می تونیم با گفتن یه کلمه کوچیک دل خیلی ها رو شاد کنیم.اخه اینروزا دل آدما خیلی گرفتس ؛آسون شاد نمیشه. اما کسی که دلو داده راه شادیشو هم نشون داد.

داداِ جوجو
داداِ جوجو

من چرا در پي كرم شب تاب ام؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

.. تا حالا شده بیفتی توی یه جاده ی قشنگ که دلت میخواد تا اخرشو بری؟ بدون اینکه بدونی آخرش کجاست؟ چی میشه؟ چی منتظرته؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

  زنی شرمنده از کودک  کنار سفره ی خالی  که ای طفلم بخواب امشب   بخواب آری  و من تکرار خواهم کرد   سرود لایی لالایی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

خو کرده با زنجیر  مانوس با زندان  تمام سهم او اینست :   نگاه سرد زندانبان

داداِ جوجو
داداِ جوجو

 كَسي را ميشناسم كه، با تار تنهایی  لباس تور می بافد  درکنج تاریکی  نماز نور می خواند

داداِ جوجو
داداِ جوجو

 كَسي را می شناسم من  که در یک گوشه ی خانه       سرود عشق می خواند  نگاهش ساده و تنهاست  صدایش خسته و محزون  امیدش در ته فرداست

داداِ جوجو
داداِ جوجو

دلتنگم فقط همين

Alireza
Photo0277.jpg Alireza

پیچ های معلوم نیست چه چیزی در ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

 كَسي را   می شناسم من   که شوق بال و پر دارد   ولی از بس که پُر شور است   دو صد بیم از سفر دارد

داداِ جوجو
داداِ جوجو

دگرم آرزوی عشقی نیست   بی دلان را چه آرزو باشد

داداِ جوجو
داداِ جوجو

كاش می دانستی یه کسی هست كه احساس تو را می فهمد یه کسی از تب عشق تو دلش می گیرد ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من … غصه هایت برای من … ... همه بغضها و اشکهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را… صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده ...