داداِ جوجو
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني.ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ - نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.
داداِ جوجو
به جای سرزنش من به او نگاه کنید ... دلیل سر به هوا بودن زمین، ماه است
داداِ جوجو
دوستت دارم را کجا بنويسم که ماندگار باشد؟ روي تن شبنم؟ اگر از شاخه چکيد چه؟ روي لبخند گلبرگ؟ با زمستان چه کنم؟ روي بستر ساحل؟ پس چگونه جلوي رقص موج را بگيرم؟ پس بهتر آنست که در لحظه لحظه ي دلتنگي هايم دوستت دارم را زمزمه کنم، چرا که هميشه دلتنگ توام
داداِ جوجو
آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ... آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم ..
داداِ جوجو
گفتی که چو خورشید زنی سویم پر....چون ماه شبی میکنی از پنجره سر...اندوه که خورشید شدی تنگ غروب...افسوس که مهتاب شدی وقت سحر.
داداِ جوجو
زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلند...زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ...زندگی تک تک این ساعتهاست...زندگی چرخش این عقربه هاست...زندگی راز دل مادر من...زندگی گرمی دست پدر است....زندگی مثل زمان در گذر است...
داداِ جوجو
دوستدارم روي تمام سنگاى روى زمين مينوشتم دلم براااااااااات تنگ شده انوقت يكى شو ميزدم به سرت تا بفهمى دلتنگى چقدر درد داره..
داداِ جوجو
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبلهمچنین