داداِ جوجو
من آمدم از آسمان با ابرها نرم و رها مانند باران ریختم در خواب گندم زارها من سر زدم از عمق خاک مثل گیاهی ناشناس تا عاقبت پرپر شدم با دستهای سرد داس من باد بودم مدتی در دشتهای سوت و کور می آمدم آواز خوان می کردم از شنها عبور در سالیان پیش از این من سنگ صحرا بوده ام در باد و باران،برف و یخ همواره تنها بوده ام از من اگرچه مدتی است دیگر نمی گیری خبر می آیم اما هر نفس در شکلهایی تازه تر...
داداِ جوجو
من آمدم از آسمان با ابرها نرم و رها مانند باران ری%
داداِ جوجو
توسط موبایل
مهربونا خوش سلامت باشيد ... يا علي
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 39 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 38 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه قبلهمچنین