داداِ جوجو
مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:« این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟» فرشتـه جواب داد:« می خواهم با این مشعـل بهشت را آتش بـزنم و با این سطل آب، آتش های جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد!» ( منبع: عشق بدون قید و شرط )
داداِ جوجو
بازگشت به اصل خود............... ادامه (دیدگاه)
داداِ جوجو
به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم ...در امتداد شب بنشینیم و طلوع کنیم ...مهم نیست چگونه و چطور و چند ...به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم ...ببین که خاک چگونه به سجده افتاده است ...چرا غرور و تفاخر بیا تا رکوع کنیم (#استاد محمد علی طاهری .)
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 38 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 37 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 22 ساعت و 8 دقيقه قبلهمچنین