داداِ جوجو
عزیزم میدونی چه قدر دلم برات تنگ شده؟ حرفای من اینجاست توو سینم جایی که هر لحظه دنبالت میگرده منتظره تا برگردی خودتم نمیدونی چه قدر دلم برات تنگ شده دلم میخواد این دلتنگیا و دوری زودتر تموم شه هروقت بهت میگم بی تابتم زودتر برگرد میگی تموم میشه عزیزم یه ذره دیگه مونده نمیدونم این یه ذره چرا اینقدر طول میکشه
داداِ جوجو
نمی دونم چقدر فاصله بین ما مونده...؟ دلم واسه مهربونیات پر می کشه هر شب چشمامو می بندم به امید اینکه نگاه پر فروغت به خوابای تاریکم روشنی ببخشه دلم تنگه واسه گرمای وجودت... واسه عطر تنت دوست دارم به اندازه هر چی شقایق دل تنگه...!
داداِ جوجو
اونقدر دلم واست تنگ شده, اونقدر هوای تو رو کردم که حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم... می خواستم دیگه برات ننویسم اما...... من به تو وابسته شدم... نوشتن برای تو, مثل هوائیه که باهاش نفس می کشم... صحبت برای تو ودر مورد توبا گوشت وخون من عجین شده... دلم خیلی برات تنگه به اندازه دریای چشمات...
داداِ جوجو
عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني ?عرف? صبر و شكيبايي و تحمل است.
داداِ جوجو
اگه ادما برای هم ارزشی داشتن .......... یه چیز بی ارزش انقدر با ارزش جلوه نمیکرد ...... یه چیز بی ارزش نمیتونست یه (دوست مهربونو ) ناراحت کنه ... چشم دیگه (...) نمیدم
داداِ جوجو
وای قلبم چه سرد می سوزی باید اینک دوباره تنها شی...
داداِ جوجو
گفتی ام هیس ،من نمی خواهم ...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 23 ساعت و 20 دقيقه قبلهمچنین