داداِ جوجو
حسن باران اين است كه زميني ست، ولي آسماني شده است و به امداد زمين مي آيد حسن باران اين است كه مرا ميبرد از خويش به عشق و مرا بر ميگرداند از عشق به خويش شعر ميخواند در گوش من آرام آرام هيچ ميداني اين قطره كه بر گونه ي زيباي تو ريخت از كجا آمده بود؟ از كدام اقيانوس؟ از كجاي عالم؟ و چه راهي پيموده ست در هوا ابر؟ هيچ ميداني اين قطره كه بر گوشه ي لبخند تو ريخت آه و اندوه كدامين ماهي ست كه به تور صیاد افتادست؟ اشك لبخند كدامين ماهیست این قطره
داداِ جوجو
كاش مـي شـد از نگاهـت پل بـه دنيـاي دلـت زد... مست چشمـــــــــان تـو بـود و بوسـه نـا غافلــــــــــت زد!
داداِ جوجو
كاش مـي شــــــــــــــــد در خيالـم خـواب ورويـــــــــــــــــاي توديـدن ...در دل شـب مســــــــــــــــت بــودن چشـم زيبــــــــاي تـو ديـدن
داداِ جوجو
كاش مـي شــــــــــــــــد در كنـارت عاشـق و ديوانــــــــــــــــــــه بـودن ...بـا دل مســـــــــــــــــت و خرابـت همدل وهــــــــم خانـه بـودن
داداِ جوجو
پرنده بر شانه هاي انسان نشست انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت ......... ادامه (دیدگاه)
داداِ جوجو
به کار نواختن خواهد که باشد و به کار دل سپردن. به کار می در کشیدن خواهد که باشد و به کار آینه گرداندن. و خواهد که "باشد"؛ آنگونه که جان بر کف و کف در کفِ جانِ رها، به قصد پرواز؛ به قصد رهایی. رهایی نوعِ "آنانی که به نزد او به جان ارزیده اند".
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبلهمچنین