دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

J_a_♥_a_D
391745_195419353870054_100002059710711_447791_910750913_n.jpg J_a_♥_a_D

به هر تابوت خالی که رسیدی ، بغل کردیش گفتی بسه برگرد / آخه تنها واسه تابوت خالی ، مگه چند سال میشه مادری کرد ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

شب جمعه ... با فاتحه ای،یادی از گذشتگان کنیم ...... بسم الله ...

داداِ جوجو
1319897338572940_thumb.jpg داداِ جوجو

... ........................

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
send.gif داداِ جوجو

وقتی سکوت می کنی ...دنیا تاریک می شود ...قلم بی حوصله شعر در دلم می میرد... وقتی سکوت می کنی جهان خاموش می شود... فصل ها بی بهار چگاوک نمی خواند راز شبانه را تنها تو میدانی و من و نیلوفر دست هایمان

داداِ جوجو
9theyetva1z0ixah03l1.jpg داداِ جوجو

خداوند خورشیدی است که از پشت پلک های تو طلوع می کند نه انکه چشم باز کنی و خدا را ببینی بلکه چشم باز کن تا خداوند از دریچه چشمان تو به زندگی نگاه کند خدا در نگاه تو نشسته او منتظر بیداری توست بیداری تو طلوع خداوند است

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

دیشب ماه در کنار پنجره ام نشسته بود شاخه ای از مهتاب در گلدان اتاقم گذاشته بود تو نبودی و ماه جای تو شاخه ای گل به گیسوانم زده بود به جای تو هر ستاره در نگاه من می نشست خواب از چشمم رمیده و سکوت و تاریکی در میان نشسته بود بی اجازه ماه وارد اتاقم شد بی اجازه در کنارم نشست وتا صبح اواز باران را خواند

داداِ جوجو
1319977153483416_thumb.jpg داداِ جوجو

وقتی تو بباری من سبز خواهم شدو گل خواهم داد حتی اگر سردترین روز سال باشد

داداِ جوجو
11941165801185233104.jpg داداِ جوجو

....لیلی زیر درخت انار نشست در خت انار عاشق شد وگل داد سرخ سرخ گل ها انار شد داغ داغ هر انار هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود دانه ها ترکیدند انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید... لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد.....

داداِ جوجو
36192171753398498915.jpg داداِ جوجو

پنجره نوشت: کجا ماندی که بی تو لحظه ها بی رنگ و دلگیرند... و دلتنگی رفیق شعر و شبهای من تنها شده........هر شب

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
1319036393567788_thumb.jpg داداِ جوجو

پروانه نوشت: از پیله ام که درآمدم دلخوش خال های روی بالهایم بودم اما حالا دلخوش مهربانی های تو...

داداِ جوجو
1210024166j86v6rvc.jpg داداِ جوجو

گلی نوشت: کنار خط فاصله های جاده کنار بزن ابرهای دلتنگی ات را بگذار آفتاب این روزها بتابد براین سرزمینی که از جنس دل توست....

داداِ جوجو
2yoxr1w.jpg داداِ جوجو

بهانه نوشت: تمام روز به مرور خاطرات فکر می کنم..خاطراتی که مثل ابریشم نرم هستند و ماندنی که تارو پودش رااز الیافی شبیه به حسی از حرف های دوست بافته اند......

داداِ جوجو
2mys1hs.jpg داداِ جوجو

در دو سوی روشن ترین پنجره ی خدا به آغاز هر روز می گوییم: آی عشق چهره ات پیداست..........سلام !!

داداِ جوجو
داداِ جوجو

چقدر همین عاشقی ساده خوب است ! همین بی بهانه جاری بودن همین بی هوا، بی اجازه ی روزگار مثل باران باریدن!! من وتو، در کنار هم که نه، در دل هم در دو سوی روشن ترین پنجره ی خدا

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام به همه ................