داداِ جوجو
خسته ام ...خسته.... خسته ام از نوشتن،از عشق ...از نوشتن از اين همه دروغ... خسته ام از اين کلمات کودکانه،از اين دلخوشی های بچه گانه خسته ام از اين مستی و سردرگمی...خسته از جستجو کردن ، فراموش کردن هستی ام ...وجودم...خسته از بازی های بچه گانه از بازی با اين همبازی های بچه تر از خودم...خسته از دويدن... برای رسيدن...برای رسيدن به هيچ!
داداِ جوجو
وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی و اطرافیانت لبخند به لب داشتند آنگونه باش که در پایان زندگی تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری و اطرافیانت گریه می کنند
داداِ جوجو
درد می تواند آفریننده باشد.برخی انسانها به این نتیجه می رسند که بهترین چیز در زندگی ، شاد بودن است، برخی دیگر رنج بردن را به کار می برند، اما بیشتر انسانها هیچ یک را بر خود روا نمی دارند: پس به هیچ یک نمی رسند و فقط از میان زندگی می گذرند....
داداِ جوجو
دو روح همانند وجود ندارد.در دوستی و در عشق، دو نفر ،برای دست یافتن به چیزی آستین بالا می زنند، که اگر تنها باشند، نمی توانند به دست آورند.
داداِ جوجو
هنر، تلاش برای تجربه چیزی است که نوع بشر دوست دارد.در تمام ادوار زیبایی را دوست داشته ایم.نه فقط هر آن چه زیباست ، خوب است؛که هر آنچه خوب است زیباست.
داداِ جوجو
عشق چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم، وبیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم. و هیچ کس در نمی یابد که عشق ، همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود.
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبلهمچنین