داداِ جوجو
همه چيزم زيادي ميكند حيف /// كه يار از اين ميان كم دارم امشب
داداِ جوجو
دلم زخم است از دست غم يار /// هم از غم چشم مرحم دارم امشب
داداِ جوجو
بنال اي ني كه من غم دارم امشب /// نه دل سوز و نه همدم دارم امشب
داداِ جوجو
خسته از نوشتن نام اين رهگذران بر ديوار دلم با تيشهء عشق خسته از پاک کردن نام اين رهگذران پس از رفتنشان ازاين سامان...خسته از کاروانسرا شدن دل و به زير سوالرفتن عشق...
داداِ جوجو
دستم به دست اين خرده شيشه های مقدس...خسته از مرهم گذاشتن بر اين زخم های کهنه،خسته از شنيدن صدا در دل...که هر از گاه غريبه ای بر آن ميکوبد...
داداِ جوجو
خسته از باور دروغی بنام عشق...خسته از اين قمار ...از قمار دل...قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده...
داداِ جوجو
خسته ام از اين اعتياد قلبم به عشق...از اعتياد چشمانم به اشک
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 57 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 57 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 27 دقيقه قبلهمچنین