داداِ جوجو
* مرا نگاه کن ، شاید زیباترین تصویر دنیا نباشم ، شاید دلتنگ باشم گه گاه و آشفته چون زلف بید مجنون در باد ، شاید تلخ باشم مثل قهوه ی پررنگی که عصرانه ی خستگی هاست، اما نگاهم پر است از شیرینی تو ، تویی که قاب می گیرمت میان این خاکیان و دیوار سپید قلبم را هدیه ات می دهم ، مرا نگاه کن تا همیشه ، از امروز تا به دنیا آمدن هزاران فردا
داداِ جوجو
مدادرنگی هایت را اگر قرض دهی با سبزش روزهایم را نقاشی می کنم و با قرمزش قلب تپنده ای که پر است از شور زندگی و با زردش خورشید خانم مهربانی که گیسوانش را هر روز برای لبخند من شانه می زند مدادرنگی هایت را اگر قرض دهی این کاغذ بی خط نمی ماند و این روزها حک می شوند بر سپیدی تنش مداد رنگیهایت را اندکی قرض بده خدایا که زندگی اگر طرحی سپید و سیاه باشد هیچ بنده ای دل نمی بندد و دل نمی بازد دستانم را ببین ، نگاه انگشتانم مدادرنگی هایت را می خواهد
داداِ جوجو
بـُـگذار آنچه از دستـــ رفتنی ستـــ ... از دستـــــ برود !! ... مـــن آنچه را میخواهـــم کــه بـه رنگـــِـ الـتـمـاس نـیالـــوده باشـــــد !!! ...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبلهمچنین