داداِ جوجو
لازم است گاهی عیسی باشی ایوب باشی و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آیی و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی: سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ... آیا ارزشش را داشت؟
داداِ جوجو
شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟
داداِ جوجو
یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بیخیال شوی با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست ...
داداِ جوجو
گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛ ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟
داداِ جوجو
گاه حتی لازم است بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی، ببینی كه ورای باورهایت چیست؟ ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟
داداِ جوجو
پيري می گفت تصمیم نگیر! و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است
داداِ جوجو
بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست. گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست. باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند. باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...
داداِ جوجو
گاه می رویم تا برسیم. کجایش را نمی دانیم. فقط می رویم تا برسیم ...
داداِ جوجو
در مقابل تقدیر خداوند همانند کودکی یک ساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی ، می خندد ، چرا که اطمینان دارد او را خواهی گرفت .
داداِ جوجو
یکدیگر را با حسرت برانداز میکنیم... من، او را با ماندنش او، من را و رفتنم...
داداِ جوجو
شلوغیهای قرارگاهی که در آن کار میکنم برای من فرارگاه یک عالم خیال و در خود فرو رفتن است...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبلهمچنین