داداِ جوجو
تمام قصه هاي من نشانه اند و يادگار
داداِ جوجو
ترانه اي به نام عشق. . . و غصه هاي بيشمار
داداِ جوجو
نهايتي ندارد اين شبان تلخ انتظار...
داداِ جوجو
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم؟ صخره اي كو كه بدان آويزم؟ مثل اين است كه شب نمناك است.@littleteddy
داداِ جوجو
بي خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز كند پنهاني. نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر ، سحر نزديك است هردم اين بانگ برآرم از دل واي ، اين شب چقدر تاريك است!
داداِ جوجو
بدان که آنوقت هرگزصدایت به گوشم نخواهدرسیدومجبورمیشوی حرف های ناگفته ات را با یک مشت خاک سرد در میان بگذاری
داداِ جوجو
اگرخیال داری دوستم بدار ی همینک دوستم بدار,اکنون که زنده ام,صبرنکن تا بمیرم
داداِ جوجو
دلم برای خودم سوخته, دلم برای دلم سوخته برای دلی که هر کجا خواستم بردمش...
داداِ جوجو
گفت پروانه را سوختن است،... باید و مرا سوختن و ساختن است،... باید گفتم این باید چیست ؟ گفت: کار دل است،... سوختن است،...سوختن است،
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبلهمچنین