داداِ جوجو
گم می شم تو روح بارون تا غمم پایون نگیره ....... هم صدا می شم با دریا تا که اندوهم نمیره
داداِ جوجو
در واقع برای بعضی ها زندگی مثل یه کتاب هست و همیشه فرصت دارند تا بخوننش،ورق بزنن و یا جاهاییش رو که مهم هایلایت کنن و غافل از این هستند که زندگی،حتی میتونه توی یک ثانیه تموم بشه،حتی توسط "دیگران"
داداِ جوجو
انتظار تو یعنی بی خوابی هر شب چشمانت در این دنیای خواب آلود مست.
داداِ جوجو
بیا سادگی پیشه کنیم شاید تعارف ها دیگر تهوع آور است آخر شنیده ام سادگی تحفه ایست که ایزد به رندان مست عطا فرمود
داداِ جوجو
بی تکلم و وانهادن به خویش برایشان بهتر است
داداِ جوجو
کجای دنیاییم؟ نمیدانم تو میدانی؟
داداِ جوجو
میخواهم قصه گوی داستان زندگیم را پیدا کنم. شاید رشته این همه ویرانی و سردرگمی در دست او باشد. شاید او بتواند تردید را تهدید کند که دست از زندگی من بردارد، شاید . . .
داداِ جوجو
من دوست دارم تو چي؟ من ديوونتم تو چي؟ من شوخي كردم تو چي؟
داداِ جوجو
میخواهم فریادی برآورم به بلندای طاق آسمان
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 7 ساعت و 24 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 54 دقيقه قبلهمچنین