دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط موبایل توسط داداِ جوجو

ارزوم ...بودي

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

روزگاری رازِ زیبایی زنبق ها را نمی دانستم! دستم به دستگیره دل سپردن نمی رسید! چشم چکامه هایم ضعیف بود! پس با عینکِ عشق به آسمان نگاه کردم! به باغ و بلوغِ بوسه و بی حصاریِ آواز! به پولکِ‌ سرخ ماهی تُنگ! به چهره ام در آینه تَرَک دار! نگاه کردم و دانستم! دانستم که جهان، کوچکتر از کُره درسِ جغرافیِ دبستان است! دانستم که کلیدِ تمام قفلهای ناگشوده دنیا، همه این سالها در جیب من بود و بی خبر بودم! دانستم که می شود با یک چوب کبریت، خورشیدِ عظیمی را در آسمان روشن کرد! دانستم که گذشتن از گناهِ روزگار آسان است! بخشیدنِ خشمِ شعله بر پَرِ پروانه...

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط موبایل توسط داداِ جوجو

سكوتت...سكوتِ...سردِ خاك

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار   زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

لحظه ها رو با تو بودن                       در نگاه تو شکفتن                         حس عشق و در تو دیدن                                        مثل رویای تو خــواب                               با تو رفتن با تو موندن                   مث قصه تو رو خوندن          تا همیشه تو رو خواستن

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

به دیدارم بیا هردم در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن ! ای روشن تر از لبخند شب تاریک این دل را تو روشن کن که من دلتنگ و تنهایم دلم تنگ است دلم ... !

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

گفتی :شعر هایت همه رنج و عذاب                              گفتم :عاشقم بر فرض محال   گفتی :عشق چیست تو می دانی؟                           گفتم :عشق هست معنای نادانی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

دیگه به نبودت عادت كرده بودم ...خو دمو با خیالت راحت كرده بودم // دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم ... برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

به نقطه‌ای نامعلوم که خیره می شوی، تمامِ ستاره های آسمان برسرم شهاب می شوند! بیا لحظه ای به طعمِ شیرِ مادرانمان بیندیشیم! به سَر به راهیِ سایه های همسایه! به کوچ کبوتر، به فشفشه های خاموش، به وَنگ ونگِ نخست و بَنگ بنگِ آخرین... هر دو سویِ چوبِ زندگی خیسِ گریه است! فرقی میان زادنِ نوزاد و پاره کردنِ پیله و رسیدن سیبها نیست! کَسی صدای پروانه ها را نمی شنود، وقتی با سوزنِ تَه گِرد به صلیبشان می کشند! کسی گریه درخت را به وقتِ چیدنِ سیبهایش نمی بیند! ولی یک روز، یک روزِ خدا چشمها بیدار و گوشها شنوا می شوند، هیچ دستی برای شکار پروانه ها تور نمی بافد، سیبهای رسیده از درخت می افتند و تو دیگر، به آن نقطه تارِ نامعلوم، خیره نمی شوی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

ديوانه نيستم !!پشت هر میزی كه می نشینم ، تو روبرویم هستی ! لبخند می زنی،بدون اینكه دیگران بفهمند ،

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

کاش،            فاصله مان            به اندازه یک خط فاصله بود...      £-&

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

وقتی می گذرم و رد پاهای به جا مانده از گذرت بر کوچه ی خاطراتمان را می نگرم، عذاب می کشم! که چرا کوچه ی ما بن بست نبود! تا مجالی باشد برای بازگشت تو و رد پاهایی دوباره...

داداِ جوجو
1.jpg داداِ جوجو

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه تو از كدام صدف؟ تو در كدام چمن همره كدام نسیم؟ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

؟ میگفتی : ) ...فایده ی موهای بلند تیره این است که وقتی ساعت 6 صبح می خواهی بخوابی و چشم بندت را پیدا نمیکنی یک دسته از کنار شقیقه ی راستت برداری ببری پشت گوش چپت آویزان کنی! کلی هم اضافه بیاوری! .. و آن وقت دوباره شب به اتاق بر می گردد .. می بینی ؟ برای طولانی کردن شب، لازم نیست شاعر باشی