داداِ جوجو
من و توایم که در اشتیاق می سوزیم، من و توایم که در انتظار فرداییم اگر سپیده ی فردا دمد،دگر آن روز؛ من و تو...ديگر مائيم
داداِ جوجو
،دلربا چو مهتابی، تویی، تویی که ز امواج چشمه ی مهتاب به آتش دلم،از لطف می زنی آبی؛
داداِ جوجو
روی تو مانند نوگلی شاداب میان چشمه ی مهتاب بوسه گاه من است...
داداِ جوجو
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترهارو درمی آوردیم، بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمی گردیم به بچگی...
داداِ جوجو
کنار برکه ي دلم نشستم و نيامدي دوباره در سکوت خود شکستم و نيامدي سوال کردم از خدا نشانه ي خانه ي تو را سکوت کرد و در سکوت شکستم و نيامدي...
داداِ جوجو
هميشه هر وقت دلم مي گرفت باهات حرف ميزدم اخه حرفات... صدات... منو اروم ميکرد ولي حالا... من هستم و سکوت غم انگيز...
داداِ جوجو
بی عشق پرنده پر پرواز ندارد بی عشق چشمه سرابی بیش نیست و کویر همیشه زرد است بی عشق تمام رویاها حباب روی اب هستند و بدون حضور تو عشق هم معنا ندارد...
داداِ جوجو
همنفس لحظه های زندگیم تو را از خدایی خواستم که به رحمت بیکرانش ایمان دارم...
داداِ جوجو
همیشه فکر میکردم غم انگیزترین غروب غروب زندگیست ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری کسی که دوستش داری نیست ...
داداِ جوجو
لحظه هایی هست که دلم برایت تنگ میشود اسم ان لحظه ها را گذاشتم :"همیشه"
داداِ جوجو
دوری تعبیریست که فاصله ها از ما دارند اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 7 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلهمچنین