داداِ جوجو
واي كه هر وقت با هم بوديم چقدر به هم يادته ميگفتيم
داداِ جوجو
يادته زمين خوردنو بهونه كردي رفتم از كارگر ساختمون فرغونشو گرفتم ... چه حالي داد ، تو هم گفتي بيشعور بفهم اخه ، چرا اخه خنگي ...اره منم خنگيرو بهونه ميكردم تا ...
داداِ جوجو
نه از خاکم ، نه از بادم ، نه در بندم ، نه آزادم نه من لیلاترین مجنون ، نه شیرینم ، نه فرهادم نه از آتش نه از برگم نه از کوهم نه از سنگم فقط مثل تو مسکینم ، فقط مثل تو دلتنگم
داداِ جوجو
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
داداِ جوجو
گاه نگران ميشوي که نکند آنقدر که انتظار داري تو را دوست نداشته باشم ... عزيزم،دوستت دارم هميشه و هميشه بي هيچ قيد و شرطي... هر چه بيشتر تو را ميشناسم بيشتر به تو علاقه مند ميشوم... همه احساسات من حتي حسادتهايم ناشي از شور عشق بوده است... در پر شور ترين احساسم حاضرم برايت بميرم...تو را بيش از اندازه ناراحت و آشفته کرده ام، ولي تو را به عشق قسم، آيا کار ديگري ميتوانم بکنم؟... هميشه براي من تازه هستي... آخرين تبسم تو شاداب ترين و آخرين حرکات تو، زيباترين...........
داداِ جوجو
میدوني فرق تو با ماه چيه ماه فقط شبا اونم شبايه بدون برف و بارون زيباست ولي تو چه شب باشه چه روز چه برف باشه چه بارون هميشه زيبايي
داداِ جوجو
بوی دستای تو داره غربت دستای من یاد قصه های تو مونس لحظه های من
داداِ جوجو
به شب کوچه ی دل دیگه مهتاب نمی یاد توی حجله ی چشام عروس خواب نمی یاد
داداِ جوجو
کوچه شهر دلم از صدای پای تو خالیه نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه خیالیه
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلهمچنین