داداِ جوجو
از فصل های دوستی من دل بریدم این زندگی دیگر سرو سامان ندارد دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد دیگر نمی داند که را باید صدا زد این قلب را تا کی به طوفان بلا زد من باغبان فصل های انتظارم تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم
داداِ جوجو
آتشین برق نگاهی ز کمینگاهی هست…! همه گرگ و همه دیو… در کمین تو و زیبایی تو… پاکی و سادگی و خوبی و رعنایی تو . مرو ای مرغک زیبا که به هر رهگذری… همه دیو اند کمین کرده نبینند تو را… دور از دست وفا ،پنهان از دیده ی عشق… نفریب اند تو را .
داداِ جوجو
ماهی ها چقدر اشتباه می کنند ، قلاب ، علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند ؟ آزمون زندگی ما پر از قلاب هایی ست که وقتی اسیر طعمه اش می شویم تازه می فهمیم ماهی ها بی تقصیرند ! حسد ، کینه ، خشم ، لذت ، غرور ، انزجام ، انتقام ، ترس ... من اسیر کدامین طعمه خواهم شد ؟ خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلاب ها بگذرم که شاید دیگر فرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد ...
داداِ جوجو
هیچ کدام را ندید!!!!!!!!!!!! فقط با طعنه ای گفت : دیوانه ی باران ندیده
داداِ جوجو
كاش یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم ...
داداِ جوجو
یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟ هر کی برای اون یکی درست مثه فرشته شه؟
داداِ جوجو
هنوزم با شور عشق حافظ و از بر میکنم
داداِ جوجو
دلـم گریه اش گرفته ، ولــی من می خنـــدم : )
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 9 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 39 دقيقه قبلهمچنین