دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام که ديگر نميتوانم تو را باور کنم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

داداِ جوجو
داداِ جوجو

فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرا فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره دل دل بیقرارتو، توو سی - نه آروم بگیره نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

ادم انقدر بيخيال !!! انگار نه انگار صبح جلسه دارم ... شاد باشيد ،البته در پناه حق نه ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

ترينها ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

تا همیشه باشی,تا که یادم نرود, تو همیشه هستی

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت. نهالی‌ رنجور و کوچک‌ کنار راه‌ ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛  درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ و بی‌رهاورد برگردی. کاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست... مسافر رفت‌ و گفت: یک‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند! پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت. و نشنید که‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز کرده‌ام‌ و سفرم‌ را کسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ که‌ باید....

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

چی بگم  . از کی بگم  . باکی بگم   .. كه به هركي دردل گفتم از دردم استفاده كرد و زخم زبونش دردي شد كه درد دلم فراموش شد  

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

تازه فهمیدم آن چیز که چندی است راه نفس را گرفته است چیست میدانی ازبس درد درون بزرگ است و من هم مجالی برای فریاد ندارم,همیشه قورتش می دهم ودر یکی از این قورت دادن ها انگار لقمه دردم زیاد از حد بزرگ بوده درگلویم گیر کرده و راه نفس را بسته,آزارم میدهد.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

راز دار من ... غمخوار من ... بی منت رفیق من

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

مهربانی ... عجب... روح... نوازست و دل نشین

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

!!!دلتنگتم ... من دیر زمانیست این چنینم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

خاطراتی شده بر دیواره ی ِ دل... بيچاره