داداِ جوجو
من از خدا خواستم که پليدي هاي مرا بزدايد؛ خدا گفت : نه آنها براي اين در تو نيستند که من آنها را بزدايم .بلکه آنها براي اين در تو هستند که تو در برابرشان پايداري کني
داداِ جوجو
كوچه اي هست كه قلب من آن را از محله هاي كودكيم دزديده است
داداِ جوجو
من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد و دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه مي ميرد و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد.
داداِ جوجو
هيچ صيادي در جوي حقيري كه به گودالي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد كرد.
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 21 دقيقه قبلهمچنین