داداِ جوجو
زلال باش ... ، زلال باش .... ، فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ، زلال كه باشي ، آسمان در توست
داداِ جوجو
وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد . . . تازه قصه ی زندگیش شروع می شود . . . زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند . . . نه بمیرد . . . !!!
داداِ جوجو
گفتم : خدایا از همه دلگیرم گفت : حتی از من ؟ گفتم : خدایا دلم را ربودند گفت : پیش از من ؟ گفتم : خدایا چقدر دوری گفت : تو یا من ؟ گفتم : خدایا تنها ترینم گفت : پس من ؟ گفتم : خدایا کمک خواستم گفت : از غیر از من ؟ گفتم : نگران آینده ام ؟ گفت : نه به اندازه من گفتم : خدایا دوستت دارم گفت : بیشتر از من ؟
داداِ جوجو
خوش به حالت ای شب که چنین نرم و سبک و چنان شاد و رها می خزی در دل شهر می پری از سر بام می دوی تا ته عشق می رسی کوچه ی خواب می روی خانه ی یار نرم می کوبی به در یار من می گوید پنجره ها همه باز بوده ام منتظرت خوش به حالت ای شب
داداِ جوجو
بعضی به اندازه کرة زمین و بعضی به وسعت کل هستی.
داداِ جوجو
بعضیها با گلها صحبت میکنند، بعضیها با ستارهها رابطه دارند. بعضی ها صدای آب را ترجمه میکنند. بعضی ها صدای ملائک را میشنوند. بعضی ها صدای دل خود را هم نمیشنوند.
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 22 دقيقه قبلهمچنین