damla
همیشه که شاد باشی نمیشود ... همیشه که بخندی نمیشود ... حس داری ... دوست داری ... آدم است دیگر ... دلش هم گاهی میگرید ... و چشمش هم گاهی .
damla
سازنده ترين کلمه "گذشت" است.......................ان را تمرين کن.
پرمعني ترين کلمه " ما " است.........................ان را به کار ببر.
عميق ترين کلمه "عشق" است.........................به ان ارج بنه.
بي رحم ترين کلمه " تنفر " است.........................از بين ببرش.
خودخواهانه ترين کلمه" من " است.....................از ان حذر کن.
ناپايدار ترين کلمه " خشم" است..........................ان را فرو ببر
damla
تو آیا قاصدکهای رها را دیدهای هرگز، که از شرم نبود شادپیغامی، میان کوچهها سرگشته میچرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی میکند چیزی نمیخواهد
damla
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟
damla
کاش بودي و ميديدي ذره ذره جون سپردم دوريت برام يه سمه سمه قطره قطره هي ميمردم کاش بودي و نميذاشتي منو از من بگيرن کاش بودي نميذاشتي گلاي باغچه بميرن آرزومه که يه روزي توي کلبمون منو تو پاي دل همديگه پير شيم فقط و فقط من و تو آرزومه هر دو مون با هم سقف کلبمون رو بسازيم زير سقف آرزوها به همه مردم بنازيم کاش ميشد منو بفهمي درد پنهونم بدوني حرف عمري خستگيمو از توي چشام بخوني
damla
خیلی ممنون اینقدر آسون منو داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی من حواسم به تو بوده تو دلت سر به هوا با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
damla
قانون تو تنهايي من است و تنهايي من قانون عشق و عشق ارمغان دلدادگيست و اين سرنوشت سادگيست چه قانون عجيبي چه ارمغان نجيبي و چه سرنوشت تلخ و غريبي که هر بار ستاره هاي زندگي ات را با دستهاي خود راهي آسمان پر ستاره اميد کني وخود در تنهايي وسکوت با چشمهايي خيس از غرور پيوند ستاره ها را به نظاره بنشيني و خموش و بي صدا به شادي ستاره هاي از تو گشته جدا دل خوش کني وباز هم تو بماني وتنهايي و دوري و باز هم تو بماني و يک عمر صبوري .......!
damla
دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره مثل بغل کردن کاکتوس می مونه … هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …
damla
زیاد خوب نباش … زیاد دم دست هم نباش … زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی … آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند … زیاد که باشی ، زیادی می شوی …
damla
می دانی..؟ آدم های ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند.. سخت میشکنند.. سخت فراموش میکنند.. آدم های ساده…
damla
چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم
damla
در فنجان خالی میشوم شبیه عابران خسته مرا قورت میدهی و من راه قلبت را پیش میگیرم در قهوه ای که به رگهایت جاری است!
damla
میخــــــواهم عوض شوم! چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟ میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی! میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم در دورتـــــرین نُـــقطه دقت کن!!! رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری آسیــــبی به درخت نــــزن بـــــه همان سیــــب هایـــــ کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش
damla
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دو رو یی و جفای مردمان خاک کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستهاره ها ستاره های خوب و پاک من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خدا به من اگر به جز جفا زین سپس به عاشقان با وفا بکنم ای ستاره ها که همچون قطره های اشک سر به دام نسیاه شب نهاده اید ای ستاره ها کز آن جهان جاودان روزنی به سوی این جهان گشاده اید رفته است و مهرش از دلم نمی رود ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟ ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟