damla
در ميان گريه هايم همچو يک شمع مذابم در ميان آرزوها چون کويری در سرابم چشمه ايی خشکيده از امواج آبم من سرودی در گلو بگرفته از غم من چو فانوسی به طاق بيکسی ماوا گرفتم شمع بی نورم که در فانوس جانم جا گرفتم قوی تنهايم که در تنهايی خود رفته ام از ياد ياران دير سالیست مرغ غم در جان من خوش کرده منزل وای بر من وای بر دل
damla
اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش ، چون در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد .
damla
خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
damla
وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی .. نترس! تو برنده ای .. آخه خدا همیشه دوتا دستش برای تو پُره ..
damla
مانسل بوسه های خیابانی هستیم نسل خوابیدن با اس ام اس نسل درد و دل باغریبه های مجازی نسل غیرت روی خواهر روشنفکری روی دختر همسایه نسل کادوهای یواشکی نسل خونه خالی ودعوت شام نسل پول ماهانه ی وی پی ان نسل صف ودعوا نسل تف وسط پیاده رو نسل هل توی مترو نسل مانتو های تنگ نسل شنیون زیر روسری نشل شرت play boyهنگام سجده نسل شارژهای اینترنتی نسل copy ,paste نسل عکسهای لختی درساحل دوبی نسل جمله های کوروش ودکتر نسل فتوشاپ نسل دفاع از فاحشه ها نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس نسل سوخته نسل من نسل تو!!!
damla
زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!
damla
گاهي عكسي را ميسوزانيم و گاهي عكسي ما را ميسوزاند
damla
صدای گریه می آید ، وقتی فکر میکنم به فردای بی تو بودن ، آرزو می کنم کاش هیچگاه در این دنیا نبودم وقتی فکر میکنم تو را ندارم ، میدانم باور نمیکنی ، اما حس میکنم قلبی در سینه ندارم
damla
توسط فید
اختصاص غرفه 60 متري به ناشران كوچك بخش كودك و نوجوان
damla
توسط فید
رهاسازی 30 هزار قطعه بچه ماهی در نهبندان
damla
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم،تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی چگونه !؟
damla
فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مرا
damla
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هر که شود همدمشان روزی که سرشتند ز گٍل پیکرشان سنگی اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان