damla
دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم/ هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم آفتابا به سر عاشق دل خسته بتاب/ تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم
damla
مرا به دار آویختند تا نامت را از یاد ببرم اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند نام تو حک شده ی قلب من است
damla
کجا در آغوشت پر باز نکردم که تصویر نفس زدن*هام را در این تقویم نمی*بینم؟ ... حالا من مانده*ام بلیت*های باطله از سفری رویایی بوی تنت بر ورق ورق وجودم و صدات که التماسش می*کنم بر پوست دستم بنشيند. چرا پیداش نمی*کنم
damla
از بوسه های قلابی تلفنی خسته شدم... از بغل های محکم اس ام اسی... از عشق بازی های چت... از همه خسته ام... تو کنارم باش...!!! هوای تنت کا[!]ـــــــــــت..
damla
همینکه تو اینجا کنار منی همینکه کنارت نفس می کشم همینکه تو میخندی و من فقط کنار تو از غصه دست میکشم همینکه تو چشمای من زل زدی نگاهت پناهه دل خستمه نمیخوام که دنیا بهم رو کنه همین که کنار منی بسمه من تا به این حدشم راضیم که باشی کنارم بمونی فقط واسه من فقط بودنت کافیه دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت واسه من فقط بودنت کافیه که هستی کنارم قدم میزنی که بهم حس دلدادگی میدی و داری لحظه هامو رقم میزنی من تا به این حدشم راضیم که باشی کنارم بمونی فقط واسه من فقط بودنت کافیه دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت