ی دوست..!
ای خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا بگذار ، نگاهی ، یادی ، خاطره ای ، برای آن روز که فراموش خواهیم کرد که روزی چقدر عاشق بودیم .
ی دوست..!
گفت: ايراني هستي ديگه؟!! گفتم : آره ! گفت: بيا برو تو بهشت! گفتم: من ميدونم گناه کارمُ اول بايد برم جهنم! گفت: پس فکر کردي تو اين مدت کجا بودي؟ !!! ........
ی دوست..!
یادمون باشه که روی شیشه دلمون حک کنیم که دوستی و انسانیت تاریخ مصرف نداره ... و جایی در گوشه ی ذهنمون به یاد داشته باشیم که انسانیت مساوی دوستی و دوستی با خلق خدا مساوی انسانیت است ...
ی دوست..!
اگر در جایی زندگی کنیم که : هـــرزگی مــُـد ؛ بی آبرویـــی کـــلاس ؛ مستی و دود تفریـــح ، دزد بودن و لـــاشخوری و گـــرگ بودن رمز موفقیت مون باشه ... پس باید بپذیریم که جهنم هم جای بدی نیست و نباید به قسمت آخر اعتراضی داشته باشیم ...دوست من عوض گله ندارد ...
ی دوست..!
خواندن غزل خداحافظی با ارکستر سمفونیک ! جدیدن مد شده ؟! عجب رسمیـ یه ... رسم زمونه ...
ی دوست..!
من بدهکار توام ای مادر همه جانی که به من بخشیدی لحظاتی که برای امن من جنگیدی و بدهکار توام عمرت را روزهایی که ز من رنجیدی اشک ها دزدیدی، و به من خندیدی .... من بدهکار توام ای مادر! شاعر : ؟؟
ی دوست..!
به بزرگمردی گفته شد: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکردی ، تا دعایت مستجاب شود. بزرگمرد پرسید چگونه؟ به او گفته شد: به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکرده ای! دعاگویتان هستم ...
ی دوست..!
اشتباه شد..اینو ببینید....http://www.funnybax.com/wp-content/uploads/2011/03/tafavot-funnybax.com_.swf
ی دوست..!
شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ، ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت .
ی دوست..!
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد..........