شکسپیر قبل از گفتن این جمله اول دعوا میشه بعدش شکسپیر حالا دختره شکسپیر چیکار میکنه خب معلومه البته قبلش به خاطر حماقتش خودشو میزنه دختره چیکار میکنه آخر داستان
لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟ میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت...سر ها در گریبان است...! کسی سر برنیاردکرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را...!نگه جز پیش پا را دید،نتواند،که ره تاریک و لغزان است...
این [!] عجب آدمیه بابا به زور میخواد منُ با همه آشنا کنه بابا نمیشناسم زور که نیست هر روز هی میگه شاید اینُ بشناسی شاید اونُ بشناسی حالا یه گزینه به نام همه هم دارهاینم [!] بوک ِ که ما داریم؟؟!!!!!!

15 سال و 18 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبل