lost
ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد ويرانه نه آن است كه فرهاد فرو ريخت ويرانه دل ماست كه با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت!
lost
می دود از آن دورترها قاصدکی به سوی من ... قامت گام هایش لرزان است ... ابرهای کولی شهر بارها برسرش باریده اند ! و از عقده ی بادهای هرزه لبریز است ... برلبانم می نشیند و زیر گوشم آرام زمزمه می کند: برهنه بیقرار باش ! مپوشان تن گرم عشقت را ... دلتنگی هرگز به خواب نمی رود ...!
lost
عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت . . . !
lost
به گل رز این نماد عاشقی باید قسمها بخورم تا همه فکر تو از نا باوری های دلم بشه رها . . . . .
lost
به قول يه دوست:ز بس تنگ است سينه كه همين نفس مي كشد مرا... نمي داني كه چه كردي با اين دل من بيچاره دلم كه براي تو تنگ مي شود . . . . . .