روی پـــــرده کعــبه این آیــه حَــک شده اســت: نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُـ و مـــن هنــــوز و تا همیــشــه بـه همیــن یـک آیـــه دلخــوشــــمـ: " بندگانمـ را آگاه کن که من بخشندهی مهــــربانمـ
چه بي پروا #رفتنت را به نظاره نشستم در شامگاهي كه زمين بوي بهار نارنج مي داد شايد تو قدم هايت را سست برمي داشتي تا واژه اي ديگر را از من بشنوي واژه اي از جنس خواهش ومن منتظر بودم تا صداي التماسم را از لابه لاي #ســـكـوت تلخم بشنوي اما نشنيدي و #رفتــي تا من روزها آمدنت را در انتهاي كوچه اقاقي به #انتـــظار بنشينم...
#الهـــــــــی! من نه آنم;که ز فیض نگهت چشم بپوشم،نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی... در اگر باز نگردد نروم باز به جایی.. پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی.. کس به غیر از تو نخواهم،چه بخواهی چه نخواهی باز کن در،که جز این خانه مرا نیست پناهی...
چه جنگی به راه افتاده بین دل وغرور! دل تـــــورا می خواهد! مدام می گوید به دنبالت بیایم و غـرور پاهایم را بسته.. تو نترس! جایت امن است قربانی این جنگ #منــــم
به دنبال کلماتی می گردم تا جای خالی دفترچه ام را پر کنم ، تمام فکرم و وجودم پر از توست اما کلمه ایی بر زبانم جاری نمی شود.. نمی دانم یا من لال شدم یا قلم سر لج بامن دارد یا............... تو در کلام نمی گنجی....... اری بهترین دلیل........ #تو-در-کلام-نمیـــگنجی.........
گرگـــــــــــــها همیشه زوزه نمی کشند ، گاهی هم می گویند "دوستـــت دارم " و زودتر از آنـــــــــکـــــِ بفهمی بـــــره ای ، میدرند خـــــــاطراتت را و تو میمانی با تنی که بوی گـــرگ گرفتـــــه...!
پاے کتابـ ـها پیر مے شویـم ایـלּ روز ـها !! صفحـﮧ ـهایے که خوانـدـלּ هر کـدامشاלּ حـداقلـ نیـم ساعتـ طول مے کشـבد ، و مـלּ ، باز از اولـ مے خوانـم !! یکـ روز مے گذرد و مـלּ هنوز هماלּ جایے هستـم کـﮧ صبحـ بودم ... مے دانـم مشکلـم کجاستـ !! وسط صفحـﮧ، فکرم پرواز مے کنـد #جایے-حوالے-تو ... کـﮧ الانـ در چـﮧ حالے ؟ چـﮧ مے کنے ؟! گوشـﮧ کتابـ شروعـ مے کنـم برایت مے نوـےـسـم ... آخرش را "سـﮧ نقطـﮧ " مے گذارم و تصمیـم مے گیرم که درس بخوانم !! باز از اولـ شروعـ مے کنـم ، و باز وسط صفحـﮧ ... #مـלּ مے مانـم ، و #تو ، و #فکر-تو-و-خیـال-تو ... و منے که خودم را نمے شناسـم !! منے که اصلا از منیـتـ چیزے نمے داند ... مـלּ ، فقط خلاصـﮧ شـدم در تو ... #آهاے-کتاب-هاے-لعنتے !! دستـ از سرم برداریـد ... مـלּ عاشق بیچارهـ را چـﮧ بـﮧ درس خواندלּ ...