«shayan»
من اگر پيامبر بودم،رسالتم شادمانى بود.......بشارتم ازادى و معجزه ام خنداندن........نه از جهنمى مى ترساندم نه به بهشتى وعده مي دادم......تنها مى اموختم انديشيدن را و "انسان"بودن را........... "کوروش كبير"
«shayan»
دل از من برد و روی از من نهان کرد...........خدا را با که این بازی توان کرد
«shayan»
هوشم نه موافقان و خویشان بردند/ آن کج کلهان مو پریشان بردند/ گویند چرا تو دل بدیشان دادی/ والله که من ندادم ایشان بردند!
«shayan»
خدایا...................مرا ببخش......بخاطر تمام درهایی که کوبیدم وخانه تو نبود.........!!!
«shayan»
پنجره ها كلافه اند.........از سنگيني نگاه منتظرم !!! اگر نمي ايي,اينقدر پنجره ها را زجر ندهم.............چشم هايم به درك........!!!
«shayan»
به جای تاج گل بزرگی که پس ازمرگم برای تابوتم می آوری ،شاخه ای ازآن راهمین امروزهدیه کن.......!!!
«shayan»
یکی دکتر شد,یکی مهندس..............منم درس عبرت..............!!!