«shayan»
نرسد دست تمنا چو به دامان شما.....می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما........ازدلم تا لب ایوان شما راهی نیست.........نیمه جانیست دراین فاصله قربان شما..........
«shayan»
وقتی اولین احساس#مادرم به من"تهوع"بود.....................از دیگران چه توقعی دارم.........؟!!!
«shayan»
کوچیکترکه بودیم از"تکلیف" میترسیدیم حالا که بزرگ شدیم از"بلاتکلیفی".....!!!
«shayan»
يادت را از من نگير................... بگذار من هم مثل سهراب بگويم: دلخوشی ها كم نيست...............
«shayan»
خيالت راحت................. اين آدم ها،اين لبخندها,هيچكس و هيچكدام...........وفاداري ام به ،تو، را سست نمي كند.................... "دلت قرص"
«shayan»
من وتو................برای رسیدن به هم.............هیچ چیز کم نداریم............به غیر ازیک"معجزه".....!!!
«shayan»
کلافه کرده ای مرا.............چراهمیشه لبخندهایت از نوشته های من زیباتر است.....؟!!!
«shayan»
به شوق دیدارت....................چه اب وجارویی راه انداخته اند.......چشم ها ومژه هایم.......!!!
«shayan»
لعنتی..............من,تورا به کسی هدیه می دهم که ازمن عاشق تر باشد و ازمن برای تو مهربان تر........