«shayan»
همه میگن وقتی صفر توی هرچیزی ضرب بشه,نتیجه صفرمیشه..........پس چرا وقتی صفرو توی فاصلمون ضرب کردم,هیچ اتفاقی نیفتاد........؟!!
«shayan»
با تو زیر بارانم.........................چتر برای چه؟!!!!"خیال"که خیس نمی شود..........!!!
«shayan»
خدا جون نترس............!نه به گناه می افتی,نه به جهنم می افتی.....من وتو, به هم محرمیم......دستم رابگیر.............
«shayan»
بعد از رفتنت,من موهایم را ازته تراشیدم.........!!!تا عطر انگشتانت مرا دیوانه تر نکند.........
«shayan»
کمی تغییر کرده ام.................برای شناختنم,کمی عکس هایم را مچاله کن...........!!!
«shayan»
من دعا می کنم تو را داشته باشم وتو دعا می کنی دیگری را داشته باشی.................بیچاره خدا...........!!!
«shayan»
من این روزها.......................صدای ثانیه ثانیه فراموش شدنم را می شنوم.......!!!
«shayan»
ضربه ی اخر را"خدایم"زد.......!!! آن زمان که برای رفتنت استخاره کردی و...........خوب آمد.......!!!
«shayan»
دلم فریب تازه می خواهد..........!!!بیا وبازهم بگو دوستت دارم.....
«shayan»
امان از تقوایی که با یک تق,وا می رود.............!!!
«shayan»
کاش خودم را جایی بگذارم وبرگردم ببینم که نیستم...............!!!
«shayan»
دیگر کمتر اشک می ریزم...........دارم بزرگ می شوم یاسنگ؟!!!!!خدا می داند.........