«shayan»
به اوبگویید به خوابم نیاید...........خوابم رارنگی میکند وروزم راسیاه........!!!!!!!!!!
«shayan»
باهمه بوده است,عجب هرزه ایست.................این"تنهایی"!!!!!
«shayan»
وفاکنیم وملامت کشیم وخوش باشیم.....که درطریقت ماکافریست رنجیدن
«shayan»
سیه چشمی به کارعشق,استاد/به من درس محبت,یادمی داد/مرا ازیادبرد اخرولی من/بجزاو,عالمی رابردم ازیاد
«shayan»
مادرم می گفت:دوستانت راببین,همه به جایی رسیده اند....نمیدانست.... من منتظرنشسته ام تابه توبرسم....!!
«shayan»
من"خاطرت"را میخواستم............................................نه"خاطره ات"را.......!!!
«shayan»
دیگربه دنبال"همراه اول"نیستم;این روزها اول راه,همه همراهند........................این روزهاباید به دنبال"همراه آخر"گشت........!!!
«shayan»
حالم"توپ"است................حال همان توپی رادارم که درخانه همسایه افتاده وتهدیدکرده که درصورت تکرار,باکارد"پنچر"می شود...!!!
«shayan»
بی تو...............تختخواب,تخت"بی خوابی"است...!
«shayan»
کافه چى قهوه بيار... تلخ تلخ !!! دروغهايش به قدرى شيرين بود که دلم را زد ...!!!
«shayan»
دل ودینم,دل ودینم ببردست/بر ودوشش,برودوشش,برودوش/دوای تو,دوای توست حافظ/لب نوشش,لب نوشش,لب نوش